تبليغاتX
درنا بستان داغ دل مردم دردمند را
- پایان ترم چند شدی؟

- هفت استاد 

- گفتی چند می خوای که مشروط نشی ؟

- چهارده استاد 

- خوب برات چهارده و نیم رد می کنم 

- وای دستتون درد نکنه استاد ...

- هیس ... انقدر تو حموم داد نزن دختر ... زودتر بیا بیرون 

امروز این داستانو تو وبلگه سیب زمینی خور ها خوندم خیلی دلم گرفت همین

+ نوشته شده توسط ايمان در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 10:13 |
روزی صد بار همه ی بدنمو چک میکنم تا مطمین بشم که دولت مردان جایی دیگه از بدنمو قطع نکرده باشند اخه این روزها اینقدر خبر در مورد قطعی چیزهای مختلف(اشتباه نشه منظورم از چیز facebook وsms و سایت های مختلفه امیدوارم سوئ تفاهم نشده باشه)شنیدم که حقیقتا ترسیدم دولت مردمی طاقت دیدن همین یه قلم چیز(هر جور مایلید تعبیر کنید)رو هم برای ما خس و خاشاک نداشته باشه و شبونه این رو هم قطع کنه بابا تا کی؟
+ نوشته شده توسط ايمان در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 10:9 |

رفتن بعضي ها مرگ-رقص است و رفتن بعضي ديگر رقص-مرگ

                                                                                  كدام يك هنرمندانه تر است؟

                                           

+ نوشته شده توسط ايمان در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت 18:25 |
گرگها خوب بدانند، در این ایل غریب ** گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز ** گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند ** توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز ** آب اگر نیست نترسید که در قافله مان ** دل دریایی و چشمان تری هست هنوز .......... دکتر زهرا رهنورد
+ نوشته شده توسط ايمان در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 20:51 |
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی
بروی یکدیگر ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم
که در همسایه صدها گرسنه , چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره مستانه را خاموش و آن دَم
بر لب پیمانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان , دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ,
زمین و آسمان را
واژگون ، مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو
آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان
سراپای وجود بی وفا معشوق را
پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم ؟
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و , تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد !
و گرنه من بجای او چو بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه میکردم

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !
+ نوشته شده توسط ايمان در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 19:49 |
ادم ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنند

                                                          ولی

                                                   گنجشک ها جدی جدی ........

                                                                                 

                                                                                        می میرند.

+ نوشته شده توسط ايمان در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 12:22 |
خس و خاشاک منم؟    دشمن این خاک منم؟

+ نوشته شده توسط ايمان در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 13:34 |

و شد.....

                                         

     انچه كه نبايد ميشد!!!!

+ نوشته شده توسط ايمان در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 11:54 |
نویسنده وبلاگ «تلویزیون مجازی» در مطلبی آورده است: بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته‌های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم!

سریال افسانه جومونگ (ساخته کشور کره جنوبی) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است. آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین «بویو» گذارده‌اند فرمانروایی ایران را هم سلسله «هان» نامیده‌اند. در تاریخ سلسله (هان) سواره نظام زره‌پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است.

وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می‌شود و بدین خاطر، بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می‌زند، در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان (بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد. کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل‌های ایرانی برای خود تاریخ می‌سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد (سزارین) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می‌سازند. باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه‌های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می‌مانیم و مشتی تاریخ غیر ایرانی!

به قول «ارد»، بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی: سرزمینی که اسطوره‌های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می‌کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند.
برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش‌های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت‌های ایران جلب می‌کنم:

به مهرداد دوم پادشاه ایران زمین گفتند در کشورداری صبوری کنید اردوان پدر شما و همین طور فرهاد پدر بزرگتان خیلی زود کشته شدند. مهرداد گفت در حالی که هوسپائوسینس (شورشگر تازی) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور به جان مردم ایران افتاده و کشتار می‌کنند سکوت و نرمش به چه معناست. کشته شدن در این شرایط بسیار با ارزش تر از زندگی در خفت و ننگ است.

شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که: برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان، جنگ‌های نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می‌دادند. گروه‌های سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می‌توانستند در حال سوارکاری، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند. علاوه بر این، تمرینات گروهی پیوسته آنها،در میدان نبرد، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسب‌ها را ایجاد می‌کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی،به هر سمت و سویی می‌تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می‌کردند. بخش دیگر سپاه مهرداد دوم سواره نظام زره‌پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می‌گفتند تشکیل می‌داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسب‌هایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می‌نمودند.

فرمانروای ایران ، یاغی هان باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود . مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند
+ نوشته شده توسط ايمان در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 12:46 |
    وقتي كبوتري شروع به معاشرت با
 
كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي
 
ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست
 
داشتن كسي كه لايق دوست داشتن
 
نيست اسراف محبت است ( دكتر علي
 
شريعتي(
    
    ************ ********* ******
   
دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند،
 
عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند
)
دكتر علي شريعتي(
    
    ************ ********* ******
   
اما چه رنجي است لذت ها را تنها
 
بردن و چه زشت است زيبايي ها را
 
تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده
 
اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت
 
تنها بودن سخت تر از كوير است
 
(دكتر علي شريعتي(
    
    ************ ********* ******
   
اكنون تو با مرگ رفته اي و من
 
اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم
 
كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر
 
ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي
 
شريعتي(
    
    ************ ********* ******
   
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را
 
بستند.وقتی خواستم ستایش کنم،
 
گفتند خرافات است.وقتی خواستم
 
عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی
 
خواستم گریستن، گفتند دروغ
 
است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند
 
دیوانه است.دنیا را نگه دارید،
 
میخواهم پیاده شوم (دكتر علي
 
شريعتي(
    
    ************ ********* ******
   
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري
 
همانند سيب باش تا با افتادنت
 
انديشه‌اي را بالا ببري (دكتر علي
 
شريعتي)
    
    ************ ********* ******
   
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ
 
و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ
 
مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي
 
شريعتي)

************ ** 

+ نوشته شده توسط ايمان در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:40 |
كليك كنيد